close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه پیر مرد فقیر

به تفریگاه خوش آمدید.

تبلیغات

اینـتر وب

برای خواندن داستان به ادامــــــــه مطلب بروید

 

 

 

 

                                                                             

faghir[WwW.Kamyab.IR]

 

faghir[WwW.Kamyab.IR]
 مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت 

 

 

آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. 

مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.

 روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. 

هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد

 و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم،

 تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.

مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و 

یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . 

 

یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم!

امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 11


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
بازدید : 131
تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 زمان : 18:21 | نویسنده : Reza Raman | نظرات ()

آخرین مطالب ارسالی

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی